نظر خانواده شهدا و جانبازان فتنه در مورد «رفع حصر»

خانواده شهدا و مجروحان سال‌های ۸۸ و ۸۹ بعد از گذشت سال‌ها حرف‌های زیادی دارند؛ از مشکلاتی که با آن دسته و پنجه نرم می‌کنند گرفته تا نظر واقعی‌شان در مورد مسئله «حصر». به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا ، هشت سال از روزهای پر التهاب سال ۸۸ می‌گذرد. روزهایی که برخی در فراز و نشیب ایام غبارالود فتنه به کلی زندگی‌شان دگرگون شد و در سایه اغتشاشات غافلین و خیانت کاران یا سلامتی خود را از دست دادند و یا عضوی از خانواده خود را. پنج سال پیش بنیاد شهید و امور ایثارگران برای نخستین بار آماری از شهدای مبارزه با فتنه ۸۸ ارائه داد. این لیست ۲۳نفره شامل شهدای غیرنظامی بودند که تا نهم دی‌ماه سال ۸۸ یعنی طی هشت ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، قربانی آشوبگران، منافقان و معاندین نظام در تهران شدند، که البته طی هفت سال گذشته تعدادی دیگر به این اسامی اضافه شدند، زیرا برخی از جانبازان این معرکه نیز تا کنون به شهادت رسیده‌اند. طبق اعلام بنیاد شهید و امور ایثارگران صورت سانحه نیروی انتظامی از واقعه اغتشاش، گزارش وزارت اطلاعات و گزارش پزشکی قانونی در مورد نحوه فوت و نوع کالیبر سلاح ضارب یا ضاربان نشان دهنده قربانی شدن افراد توسط عوامل آشوبگر است. خانواده این شهدا و مجروحان سال‌های ۸۸ و ۸۹ حالا بعد از گذشت سال‌ها حرف‌های زیادی دارند. از مشکلاتی که با آن دسته و پنجه نرم می‌کنند گرفته تا نظر واقعی‌شان در مورد مسئله «حصر»… . اما حصر از کجا آغاز شد؟ در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۹ که انقلاب‌ها در برخی کشورهای عربی در اوج خود بود، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه مشترکی، مردم را برای اعلام حمایت از مردم مصر و تونس به تظاهرات در روز ۲۵ بهمن دعوت کردند. در این بیانیه حتی از مردم خواسته شده بود با معارضین و بازداشت‌شدگان سوری که علیه بشار اسد راهپیمایی کرده بودند، اعلام همبستگی کنند. این بیانیه‌ها و دعوت به آشوب و اغتشاش همه امیدها برای بازگرداندن موسوی و کروبی به چارچوب‌های قانونی را ناامید کرد. این اقدامات سبب شد تا شورای عالی امنیت ملی در ۲۵ بهمن ۸۹ تصمیم به حصر آنها بگیرد، حصری که تنها ارتباط با افرادی غیر از خانواده‌ها و اقوام نزدیک را از آنها سلب کرده اما از امکاناتی همچون دکتر خصوصی، ورزش، استخر و مسافرت و … بهره‌مندند. چندی پیش نشست خانواده شهدا و جانبازان مقابله با فتنه ۸۸ در باشگاه خبرنگاران پویا برگزار شد. شاید برای نخستین بار بود که چنین جمعی در کنار هم نشسته و از دردها، دغدغه‌ها و مظلومیت‌های مشترکشان می‌گفتند. تقریبا گلایه مشترک همه این بود که چرا هیچ کسی متقاضی جمع آوری خانواده شهدای فتنه و مجروحان سال ۸۸ در کنار هم نشده است؟ سوالی بدون جواب که همیشه در مقابل آن با سکوت دستگاه‌های مختلف کشور مواجه شده‌اند. این خانواده‌ها به ناگفته‌های زیادی از وقایع سال ۸۸ اشاره کردند و به بازگویی آن‌ها پرداختند. از جمله موضوع شکایت از موسوی و کروبی، وعده سفارت کشورهای اروپایی و انتظارشان از مسئولین… آنها می گویند: “بحث “رفع حصر سران فتنه” قبل از انتخابات به یک کاسبی تبدیل شده بود و بعد از انتخابات نیز مسئولین تمایلی به برطرف کردن رفع حصر نداشتند. اصلاح طلبان از این طریق برای خود رای کسب کردند و از رفع حصر به عنوان یک شعار انتخاباتی و یک بازیچه استفاده کردند. کار عدالت، حکمت‌بردار نیست که با آن بتوان مماشات کرد. می‌بایست افراد در حصر مقابل قوه قضائیه حرف‌هایشان را بزنند و بعد قاضی تصمیم بگیرد که چگونه از حقوق مردم و انقلاب دفاع کند. با از بین رفتن حصر و محاکمه آن‌ها عدالت را به هر قیمتی محقق کنیم. در احکام فقهی به صراحت گفته شده که اگر کسی بر علیه نظام جمهوری اسلامی دشمنی کند و یا ظن اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی را داشت باید حذف فیزیکی شود. در خصوص فتنه هم همینگونه باید عمل شود و اگر سران فتنه توبه هم بکنند باید حکم حق در برابر آن‌ها اجرا شود. ” جانباز ۷۰ درصد، رامین رسولی مهربانی؛ مادر و خواهر شهید محمد حسین فیض، پدر شهید امیرحسام ذوالعلی و پدر شهید حسین غلام کبیری در این نشست حضور داشتند. بسیجی شهید «حسین غلام کبیری» کسی است که لقب اولین شهید فتنه را با خود دارد. او متولد سال ۱۳۷۰ و از بسیجیان فعال شهرری بود. او ۱۸ ساله بود که صبح روز شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ آخرین امتحان مدرسه‌اش را داد. ۲۵ خرداد ماه ۸۸ و در اغتشاشات تهران در سعادت‌آباد توسط یک خودروی بی‌پلاک پراید مورد سوءقصد قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد و بعد از انتقال به بیمارستان به شهادت رسید. بسیجی شهید «امیرحسام ذوالعلی» متولد ۱۳۶۵ بود. او دانشجوی رشته الهیات دانشگاه آزاد اسلامی بود و در صحنه مبارزه با فتنه ۸۸ و آگاهی‌بخشی به مردم در زمینه اتفاقات این جریان شهره بود. او یکی از بهترین رزمی‌کاران باشگاه رزم‌انتظاران بود. ۱۰ دی‌‌ماه ۸۸ وقتی عازم کلاس درس در دانشگاه بود توسط عده‌ای از آشوبگران مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته سرانجام به شهادت رسید. ضرب و شتم او در خیابان شیخ فضل‌الله نوری، یادگار امام اتفاق افتاد. بسیجی شهید «محمد حسین فیض» متولد ۱۳۶۲ بود. او کوچک‌ترین فرزند خانواده‌ بود. محمد حسین در سال ۱۳۸۵ ازدواج کرد و‌ صاحب یک فرزند به‌نام پوریا شد. پدر و مادر او در سال ۸۸ در شیروان زندگی می‌کردند و محمد حسین به‌همراه یک برادر دیگرش در کرج ساکن بودند. در روز ۲۳ خرداد سال ۸۸، محمد حسین در حال حرکت از سمت کرج یعنی محل زندگی‌اش به‌سمت محل کارش در تهران بود. چون ترافیک شدید بوده ماشینش را در حوالی ضلع شمال شرقی میدان آزادی پارک کرده آهسته از میان جمعیت عبور کرد، وقتی به نزدیکی پایگاه بسیج ۱۱۷ نینوا رسید، نسبت به تحرکات فتنه‌گران واکنش نشان داد و در همین حین ناگهان فردی از روبه‌رو به‌سمت وی تیراندازی کرد، همین گلوله او را به فیض شهادت رساند. بسیجی جانباز «رامین رسولی مهربانی» متولد ۱۳۶۴ و ۷ سال است که به‌عنوان یک جانباز ۷۰ درصد مقابله با فتنه ۸۸ با این مجروحیت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. او فارغ التحصیل رشته گرافیک، هم هنرمند بود و هم ورزشکار حرفه‌ای و مربی رشته فول کیک‌بوکسینگ. همزمان کار در بازار آزاد و تولیدات پوشاک را نیز به‌شکل فعالی انجام می‌داد. تا اینکه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ فرا رسید. فقط سه روز از انتخابات گذشته بود که به‌واسطه فراخوانی که داده شده بود همراه بسیجی‌ها برای جلوگیری از وخیم شدن اوضاع، در راهپیمایی ۲۵ خرداد حضور پیدا کرد تا اوضاع را برانداز کنند. وسیله محکمی با شدت به صورتش برخورد می‌کند و بعد همه‌جا شلوغ می‌شود. انفجار باعث خونریزی شده و خون در ریه‌هایش جمع شده بود. ترکشی که چشم چپ را کاملاً از بین برده بود و ترکشی که قرار داشتنش روی شبکیه منجر به از دست رفتن ۹۵ درصد بینایی چشم راست شد. شکستگی فک، شکستگی جمجمه، شکستگی کاسه چشم، ترکش‌هایی که مقابل فک و روی عصب‌های صورت قرار گرفتند و خارج کردنشان امکان پذیر نبود هنوز اثرات خود را دارند.

No votes yet.
Please wait...

بازدید: 2

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نطر میدهد

avatar